دل را ز بيخودي سر از خود رميدن است جان را هواي ز قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست که سر دادهام فغان بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است
دستم نميرسد که دل از سينه بر کنم باري علاج شکر گريبان دريدن است
شامم سيه ترست ز گيسوي سرکشت خورشيد من بر آي که وقت دميدن است
سوي تو اي خلاصه گلزار زندگي مرغ نگه در آرزوي پر کشيدن است
بگرفته آب و رنگ ز فيض حضور تو هر گل در اين چمن که سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نميکنم تقدير غصه دل من ناشنيدن است
ستاره کهکشان | 16:24 - پنجشنبه 1387/05/31

مدیحه سرایی
| روح نبی جان علی | Play | Download | |
| به نام حضرت حق دل و بزن به دریا | Play | Download | |
| شب شب شور | Play | Download | |
| بیا بیا امید انبیا | Play | Download | |
| دوباره می باره از اوج آسمون ستاره | Play | Download |
| العجل یوسف زهرا | Play | Download | |
| كه امشب جلوه گر شد جمال مصلح كل | Play | Download | |
| امیر ملك دلبری آمد | Play | Download | |
| مهر احمدی مه محمدی عزیز فاطمه خوش آمدی | Play | Download | |
| ذكر امن یجیب سرود هر فرشته | Play | Download | |
| میلاد گل نرگس | Play | Download | |
| آقام آقام ای گل نرگس | Play | Download | |
| دلم اگه مجنون | Play | Download | |
| بارون رحمت الهی برگرد | Play | Download |
| بیا گل نرگس | Play | Download | |
| آب و آیینه بیارید | Play | Download | |
| مگه می شه نبینمت باورم نمی شه | Play | Download | |
| توی موج ابر و باد یه روزی مهدی می آد | Play | Download | |
| شبیه حیدر اومد از ره | Play | Download | |
| باور نداری دلبر من می آد یه روزی | Play | Download | |
| شب شب عشق شب نور | Play | Download | |
| چشمامو می دوزم به جاده انتظار | Play | Download | |
| ای گل نرگس بیا | Play | Download | |
| كیه از همه دل می بره | Play | Download | |
| همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی | Play | Download |
ستاره کهکشان | 11:47 - دوشنبه 1387/05/28
عقاید، اخبار و احادیثی که در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، کم نیستند. فقهای اسلام از عصر غیبت تاکنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریفها و انحرافات داشتهاند. اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فکری میگشت و راه کشف حقیقت بر همگان مسدود میشد .
از جمله داستانهایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بیجا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی به نام «جزیرهی خضراء» است. از آن جا که در دو دههی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بیاطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث برمودا" تطبیق کردهاند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود. (1)
قاضی نورالله در مجالس المؤمنین ادعا کرده که شهید ثانی در برخی از امالی خود، این داستان را ذکر کرده است، ولی ایشان هیچ مدرکی در این باره به دست نمیدهد. علاوه بر این که علامه مجلسی همه آثار شهید را در اختیار داشته است.
خلاصهی داستان
مرحوم علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 مینویسند:
رسالهای یافتم مشهور به داستان جزیرهی خضراء ... و چون آن را در کتابهای روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانهای آوردم .
یابندهی آن متن میگوید: در آن متن چنین آمده است:
من (فضل بن یحیی کوفی) در سال 699 ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل میکردند. داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم .
او داستان را در حضور عدهای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل میکردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا اینکه نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم .
به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد .
سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است .
هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، 25 روز راه بود که دو روز بی آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آنها مانند شیعیان بود .
آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین میشود؟ گفتند: از جزیره خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا میآورند.
منتظر شدم تا کاروان کشتیها از جزیره خضراء رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا میشناخت و اسم من و پدرم را نیز میدانست . او مرا با خود به جزیره خضراء برد.
شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیرهی خضراء . این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق میگردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعهها و برجهای زیاد و هفت حصار بود. خانههای آن از سنگ مرمر روشن بود ... .
در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه میخواندند (واجب میدانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیدهای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است .
خلاصه سخن این که، این خبر از نظر سند نه تنها ضعیف است، بلکه باید گفت فاقد استناد است و به جز اشتهار در کتب متاخرین به ویژه پس از علامه مجلسی هیچ مستند دیگری ندارد. بدیهی است که چنین نقلهایی موجب ارزش و اعتبار خبر نمیشود .
سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبهای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا میروم و امام زمان را زیارت میکنم و در آنجا ورقهای مییابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است .
من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است .
درباره سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است .
با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره ارتباط آیات و این که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: ... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمعآوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط میبینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر(عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است .
در جمعه دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه میانی ماه، سوار میشوند و منتظر فرج هستند. پس از این که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی ماندهاند.
از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل میکنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ میگوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را میبینید؟
سید گفت: درست میگویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعونهای بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است .
سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیدهای، ولی نشناختهای. هم چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج میگزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت میکند .
این خلاصهای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیقتری هستند، میتوانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند .
چگونه میتوان قرآن متواتر و تضمین شده را که همه ائمه علیهم السلام به آن استناد میکردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟! و آیا کسانی که چنین مجعولاتی را رواج میدهند، به توابع آن توجه دارند؟!
ستاره کهکشان | 11:36 - دوشنبه 1387/05/28
خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
- تمام طول هفته را به انتظار جمعهام دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي
- وعده ديدار نزديک است ياران مژده باد روز وصلش ميرسد، ايام هجران ميرود
- دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو
- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان
- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي
- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر گردي به پا شد از افق گويا سواري ميرسد
- آقا!
قنوت سبز نمازم به التماس در آمد چه ميشود که مرا خيري از دعاي تو باشد
- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد
ستاره کهکشان | 11:2 - پنجشنبه 1387/05/24
سيد بن طاووس مي گويد:شبي در سامرا وارد سرداب امام زمان شدم.صداي ملکوتي امام را در حال مناجات با خالق يکتا شنيدم که مي فرمودند:
پروردگارا!شيعيان ما از ما هستند از زيادي گل ما خلق شده اند و به اب ولايت ما عجين گشته اند خدايا انها را بيامرز و گناهانشان را عفو فرما
پروردگارا!انها را روز قيامت در مقابل چشم دشمنان ما مواخذه مفرما چنانچه ميزان گناهشان بيشتر و صوابشان کم است
از اعمال من بردار و به صواب انها بيفزاي.
ستاره کهکشان | 16:27 - یکشنبه 1387/05/20
آخر الزمان که فرا می رسد
غیرت خانه نشین می شود
و مجنون سرگردان
در کوچه و خیابان
راستی......!
لیلا کجاست؟؟!!
دیروز شیطان را خندان! دیدم
چه کرده بودی؟؟
که این گونه با جسارت دینم را مسخره می کند؟!
هر روز صد بار فریاد می زد "اشتباه نکردم"
و شیطان روزی هزار بار او را فریب می داد!
( چه بسا گناهانی که انجام می دهیم و متوجه آن نیستیم و اندکی را هم با توجیه سرسری می گیریم.)
در خلوتش چیزی زمزمه می کرد
اشک ها از کنار گونه اش آرام آرام به پایان می لغزید
بدنش می لرزید........اما.......
آرام زمزمه می کرد:
"معبودا، مرا به خاطر ناامید کردنت در مقابل فرشتگان معصومت ببخش"
ستاره کهکشان | 19:55 - شنبه 1387/05/05

شاها! ملکا! قد فلک را
جز بهر سجود ، خم نکردی
بر من که پرستشت بکردم
ور نا کردم ، ستم نکردی
آن چیست که از بدی نکردم؟
و آن چیست که از کرم نکردی؟
گفتی که دهی سزای جرمت
چون وقت رسید ، آن هم نکردی!
ستاره کهکشان | 19:52 - شنبه 1387/05/05
مهروهجرش گشته دردل نور ونار
گاه شادم گه چو لاله داغدار
گاه سوزِ هجر مدهوشم كند
گه شميمم مهر هوشم آورد
ستاره کهکشان | 16:25 - جمعه 1387/05/04

اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند
این خاک، احترام به دریا نمی کند
شهر پر از هوس، نفسم را گرفته است
اینجا کسی هوس مسیحا نمی کند
دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق!
شیطان که فکر آدم و حوا نمی کند
پای تو، کم کسی ز خودش دست شسته است
اینجا کسی مسافرت از ما نمی کند
نامت برای دفع بلا روی طاقچه است
ورنه کسی نگاه به آقا نمی کند
از سیر چشم های تو فیضی نمی برد
قومی که میل عالم بالا نمی کند
شبهای عاشقان چقدر طول می کشد!
ما را جدا ز خود شب یلدا نمی کند
خون می خوریم و شکر خداوند می کنیم
با ما فراق بهتر از این تا نمی کند
ستاره کهکشان | 16:16 - جمعه 1387/05/04

او طریق شاگردی را خوب می دانست.
فقط یک "استاد" کم داشت.
کسی که راه را بداند و تا مقصد همراهی اش کند.
به خدا که توکل کرد "حجت" را یافت.
روزی ده بار با خود عهد می بست و شبی صد بار برای عهد شکسته اش اشک می ریخت.
اما نا امید نمی شد و فردا دوباره تلاش تازه ای را شروع می کرد
سر انجام لذت آسوده خوابیدن را تجربه کرد.
گنجی که سال ها برای یافتنش تلاش می کرد،
عاقبت بدست آورد و زندگیش زیر و رو شد.
آنقدر که حتی آجر های خانه اش را از "عشق" ساخت
حیرت انگیز بود!
گویی سال ها بزرگتر شده است.
سنجیده تر حرف می زد، پخته تر رفتار می کرد،
و عادلانه تر قضاوت می نمود.
تازه یادش آمد چهل روز از مراقبه اش می گذرد
مدت ها بود که گمشده اش را نمی یافت.
وقتی برای اولین بار دستش را به سوی آسمان بلند کرد، کسی مهربانانه در گوش او خبر از پیدا شدن "خود" داد.
ستاره کهکشان | 18:41 - پنجشنبه 1387/05/03
کتابهاي فارسي
| نام کتاب | نويسنده | دريافت |
|---|---|---|
| آئينه اسرار | حسين كريمى قمى | |
| امامت , غيبت , ظهور | واحد تحقيفات مسجد مقدس جمكران | |
| امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ترجمه المقنع | سيد شريف مرتضى علم الهدى | |
| اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن | مهدى فقيه ايمانى | |
| انتظار بهار و باران | واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران | |
| بركات حضرت ولى عصر (عج) (خلاصه عبقرى الحسان) | مرحوم حاج شيخ على اكبر نهاوندى ره | |
| جلوه هاى پنهانى امام عصر | حسين على پور | |
| چهل حديث امام مهدى از زبان امير المومنين | سيد صادق سيد نژاد | |
| حضرت مهدى فروغ تابان ولايت | محمد محمدى اشتهاردى | |
| محمد هادى معرفت | ||
| زيارت ناحيه مقدسه | زيارت امام زمان عليه السلام خطاب به امام حسين عليه السلام | |
| سوز هجران | ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى | |
| شيوه هاى يارى قائم آل محمد | ميرزا محمد باقر فقيه ايمانى | |
| ظهور حضرت مهدي عليه السلام از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان | سيد اسد الله هاشمى شهيدى | |
| على و پايان تاريخ آخرين امام در نگاه اولين امام | سيد عبدالمجيد فلسفيان | |
| سيد صادق سيد نژاد | ||
| كرامت هاى حضرت مهدى عليه السلام | واحد تحقيفات مسجد مقدس جمكران | |
| گفتمان مهدويت | آيت الله لطف الله صافى گلپايگانى | |
| مهدى منتظر در نهج البلاغه | مهدى فقيه ايمانى | |
| مهر بيكران | محمد حسن شاه آبادى | |
| نا پيدا ولى با ما | واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران | |
| نشانه هاى يار و چكامه انتظار | مهدى عليزاده |
ستاره کهکشان | 12:23 - پنجشنبه 1387/05/03

عاقبت، روزگار پرمرارت غيبت امام زمان(عليه السلام)به سر خواهد آمد و دوران پر شكوه ظهور و غلبه اسلام و توحيد، فرا خواهد رسيد.
با چنين ديدگاهى هر كس كه به امام زمان(عليه السلام)اعتقاد دارد و پيمان ولايت و طاعت او را بر عهده گرفته است هميشه چشم انتظار خواهد بود و هرگز از حركت و تلاش براى آماده سازى خويش و جامعه اش دست برنخواهد داشت.
در احاديث شريفه انتظار كشيدن براى مهدى موعود(عليه السلام) همپايه جهاد در راه خدا، بلكه جهاد و شهادت در پيشگاه رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم) شمرده شده است كه اولاً نشانگر اهميت بسيار زياد انتظار در عصر غيبت، و ثانياً بيانگر سختى هاى راه انتظار و لزوم مقاومت و سخت كوشى در اين مسير است.
انتظار هرگز به معنى يكجا نشستن و بى تفاوت ماندن و چشم به آينده دوختن نيست. بلكه به پاخاستن و به انحرافات و كژى ها اعتراض نمودن و براى آينده اى روشن و اسلامى، زمينه سازى كردن است.
ستاره کهکشان | 11:55 - پنجشنبه 1387/05/03

(علامات پيش از ظهور)
خداى تبارك و تعالى به خاطر اهميّت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و نيز به خاطر جلوگيرى از اشتباهات و سوء استفاده ها، علامت هايى را به عنوان نشانه هاى پيش از ظهور مقرّر فرموده است. علامات ظهور را در يك دسته بندى مى توان دو قسمت كرد: علايم قطعى ، علايم غير قطعى.
علامت هاى قطعى نشانه هايى هستند كه در روايات قطعى و متواتر وارد شده و نسبت به ظهور آن ها نيز تأكيد شده است. مانند: خروج سفيانى و قتل نفس زكيّه.
علامت هاى غير قطعى نشانه هايى هستند كه يا روايات قطعى در مورد آن ها نداريم و يا توسط معصوم(عليه السلام) به حتمى بودن آن ها اشاره اى نشده است; مثل پنج بار خسوف ماه و پانزده بار كسوف خورشيد.
اين علامت ها را در دسته بندى ديگرى مى توان سه قسمت دانست:
علايم غير طبيعى در عالم تكوين، علايمى در رفتار اجتماعى و آداب انسان ها، پديده هاى طبيعى ـ مثل خسوف و كسوف متوالى در رمضان، مانند شعله كشيدن آتشى عظيم در شرق آسمان و طلوع خروشيد از مغرب ـ و يا مانند كثرت فحشا و زياد شدن مدّعيان پيامبرى و كشته شدن پنج هفتم انسان ها در جنگ.
آن چه در بررسى علامات ظهور مهم و قابل تأمّل مى باشد اين است كه، عدم پيدايش هيچ يك از آن ها موجب يقين به تأخير ظهور نمى تواند باشد; زيرا «خداوند امر فرج را تنها در يك شب به سامان مى رساند» و لازمه چنين امرى انتظارى دايم است، به گونه اى كه آمادگى براى ظهور، هر روز تجديد گردد.
ستاره کهکشان | 11:46 - پنجشنبه 1387/05/03
بعضى از نشانههاى شيعه
امام صادقعليهالسلام فرمودند:
"إِمْتَحِنُوا شِيعَتَنا عِنْدَ:
- مَواقيتِ الصَّلَواتِ كَيْفَ مُحافَظَتُهم عَلَيْها
- وإلى أَسْرارِنا كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عند عَدوِّنا
- وَإلى أَمْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتهم لإِخْوانِهِمْ فيها"
شيعيان ما را به چگونه رعايت نمودن اوقات نماز؛ و به حفظ اسرارِ ما نزد دشمنان؛ و به كمكهاى مالى و ايثار به يكديگر، آزمايش و شناسايى كنيد.
- "الْمُؤْمِنُ بِشرُه في وَجْهِهِ؛ مؤمن صورتش خندان
- وَحُزْنُهُ في قَلْبِه؛ قلبش اندوهناك
- أوسَعُ شَيء صدرا؛ حوصلهاش فراوان
- وَأَذَلُّ شَيء نَفْسَا؛ بر نفس خود مسلط
- يَكْرَهُ الرّفْعَةَ؛ سركشى را ناپسند
- وَيَشْنَأُ السُّمْعَة؛ و ريا را دشمن مىدارد.
- طَويلٌ غَمُّهُ؛ اندوهش طولانى
- بَعيدٌ هَمُّهُ؛ همّتش عالى
- كَثيرٌ صَمْتُهُ؛ حرفش كم
- مَشْغُولٌ وَقْتُهُ؛ كارش زياد است
- شَكُورٌ صَبُور؛ سپاسگزار و شكيباست
- مَغْمُور بِفِكْرَتهُ؛ در فكر خود فرور رفته
- ضَنين بخَلَّتِهِ؛ از بيان حاجت بخل مىورزد
- سَهلُ الخَليقة؛ برخوردش خوب
- لَيِّن العَريكَةِ؛ و نرم خوست
- نَفسُهُ أَصلَب مِن الصَّلْد؛ روحش محكم و سختتر از سنگ
و در پذيرش حق پذيراتر از عبد است - وَهوَ اَذَلُّ من العَبْد"
ستاره کهکشان | 11:39 - پنجشنبه 1387/05/03

