
اين عجب از ديده بس پنهان بود
ليك در دل بس چو مه تابان بود
كاش بود از بحر من هم ناله اى
همچومن داغش به دل چون لاله اى
ستاره کهکشان | 15:39 - شنبه 1387/04/29
* نداى، آسمانى فرا رسيدن ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) را به همه انسان ها اعلام خواهد كرد.
* حضرت مهدى(عليه السلام) از كنار خانه كعبه در مسجدالحرام قيام جهانى خويش را آغاز خواهد نمود.
* سيصد و سيزده نفر از بهترين ياران و منتظران براى بيعت با امام زمان(عليه السلام)در كنار كعبه گرد مى آيند.
* حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) از آسمان نزول خواهد كرد و در نماز خويش به امام زمان(عليه السلام)اقتدا خواهد كرد.
* ياوران حضرت مهدى(عليه السلام) از گوشه و كنار دنيا به سوى مكّه سرازير گشته و به فرمان دهى آن بزرگوار به سوى عراق حركت خواهند كرد.
* لشكر سفيانى در منطقه اى به نام «بيداء» به زمين فرو خواهد رفت و سپاه پيروزمند اسلام همه دنيا را فتح خواهد كرد.
* آن حضرت كوفه را محل استقرار و پايتخت حكومت خود قرار خواهد داد.
ستاره کهکشان | 15:34 - شنبه 1387/04/29
روییده در دلم گل یاری شکوهمــــند یاری که هست مثل بـهاری شکوهمند
با اشک مدتی است به دریا رسیده ام این است ابتـــــدای قراری شـــکوهمند
جغرافی تغزل ما چون کویـــــر گشت باید دعـــــــــا کنم که بباری شکوهمند
عمری است شعرزخم شماراسروده ام منصور وار بر ســــر داری شکوهمند
با آنکه مثل صفــــــــرفقط هیـــچ بوده ام تا آفتـــــــاب رفته غبــــاری شکوهمند
قومی شهید چون گل سرخ اند دیده ایم دارند این قـــبیله مــــــزاری شکوهمند
اینک غروب جمعه و خورشید مثل من
در انتظار روی سواری شـــــــــکوهمند
ستاره کهکشان | 15:22 - شنبه 1387/04/29

نيست عاشق را به حال خود قرار
او همى نالد به نزد پرده دار
رحم آور بر دل مهجور من
مرهمى نِه بر دل مجروح من
اهل دانش عيب نگذارند هيچ
هر عاشق گر زعشق آيد بپيچ
ليك گويم من كجا سرور كجا
من كجا و عاشقى دلبر كجا
اين كرامت در خور اهل وفا است
ترك جان در نزد آنها از جفا است
هر كه قيدِ جان ، غُل اندر گردن است
عشق بازى بچّه بازى كردن است
عاشق آن باشد كه در ميدان عشق
خود نبيند نزد معشوقش ز صدق
عاشق آن باشد زيك جان باختن
شرمش آيد سوى ميدان تاختن
خواهد او را صدهزاران جان بُوَد
هر دمى صد مثل آن قربان كند
ليك چونش نيست يك جان بيشتر
عذرخواهان گشته بيش از بيشتر
در طريق عشق ديگر رمز هست
فهم آن بر اهل دانش فرض هست
نزد شاهان مور قربانى چه سود
نزد خوبان زشت سامانى چه سود
ستاره کهکشان | 2:4 - پنجشنبه 1387/04/27

كى شود بينم كه ذكرت شد بلند در همه آفاق آن را بشنوند
كى شود بينم زمين از كفر فسق پاك باشد گشته پر از عدل و صدق
كى شود بينم به تخت و بارگاه چون سليمان درجهان هستى توشاه
كى شود بينم كه آرى مرهمى بر دل پر ريش اولاد نبى

حال خود را با نياز آورده ام
بر درت بى برگ و ساز آورده ام
گويم اى شه برترى از كيميا
او طلا سازد مس تو هركيا
كن نظر برخاك ره تا زر شود
بهر هر زيبا رخى زيور شود
سالها من خاك راهت گشته ام
منتظر بر يك نگاهت گشته ام
كن مرا زر تا تو را زيور شوم
كن نظر بر هر كسى منظر شوم
ستاره کهکشان | 1:58 - پنجشنبه 1387/04/27
یا علی (ع)
نگاه منتظر عاشقان پسرت حضرت مهدی (عج) تقدیم تو باد و دریای بی انتهای ارادت ما را اگر لایق باشیم، بپذیر.

ولادت "علت بودنمان" مبارک

ستاره کهکشان | 21:54 - چهارشنبه 1387/04/26
تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

ستاره کهکشان | 13:35 - جمعه 1387/04/21
رمز موفقيت 2 كلمه است
تصميم درست
رمز گرفتن تصميم دست1 كلمه است :
تجربه
رمز كسب تجربه 2 كلمه است :
تصميم نادرست
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وقتي وارد توفان هاي زندگي ميشيم ميپرسيم خدا كجاست؟
ميخوام بگم كه او كجاست
او در پس پرده در حال تهيه ي يك رنگين كمان است
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختیها ، باید زیباترینها را بیافرینند...
ستاره کهکشان | 0:54 - پنجشنبه 1387/04/20
![]() سؤال: تو اين دور و زمونه گناه کردن خيلي عادي و رايجه. مردم هم هر گناهي که بخوان مي کنند. سؤال من اينه که چرا تو اين همه گناه کبيره توجه همه فقط به سمت بي حجابي خانم هاست که تازه گناه کبيره هم نيست. چرا اهالي سرزمين تقوا چشمشون رو روي قتل، رباخواري، شرابخواري، دزدي، کم فروشي، غيبت، ترک نماز و هزار تا چيز ديگه بستن و فقط به اين موضوع توجه دارند؟ جواب در ادامه مطلب |
ستاره کهکشان | 21:10 - یکشنبه 1387/04/16

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافتههاي محققان اين گروه نشان ميدهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسلهاي قبلي علاقه چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباسهاي بدن نما ندارند.
ملسيا لاويجن از محققان اين گروه در توضيح اين تحليلهاي آماري گروه خود ميافزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آوردهاند.
او ميافزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بيبند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز ميگذرد رايج شده بود و اكنون در عكسالعمل به آن موج بيبند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج ميگيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباسهاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار ميداد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آنها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران ميدانند و اضافه ميكنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بيبند و باري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.
ستاره کهکشان | 20:59 - یکشنبه 1387/04/16
|
گفتگوي زنده |
|
اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها به منظور پاسخگويي به نيازهاي نسل جوان اقدام به برقراري برنامه پرسش و پاسخ زنده نموده است؛ بدين منظور در شش ماهه اول سال از ساعت 21 تا 22:30 بوسيله پيام رسان Yahoo با شناسه PorsemanNahad پاسخگوي سوالات خواهد بود .
| |||||||||||||||||||||||||||||
ستاره کهکشان | 20:53 - یکشنبه 1387/04/16
مرحوم مقدس اردبیلی در حدیقةالشیعه، در مقام ذکر توقیعات گوید:
توقیعات (نامه های) آن حضرت که به خواص خود نوشته در کتب معتبره مذکور است. از آن جمله توقیعی است که به لعن حسین بن منصور حلاج بیرون آمده و نسخه آن در "قرب الاسناد علی بن الحسین" مسطور است.
حدیقةالشیعه ص 737
با توجه به توقیع شریف امام زمان (ع) بر لعن حلّاج؛
بسیاری از فقهای شیعه فتوی به قتل وی دادند. یکی از کسانیکه فتوی به قتل داد و به خط شریف خود نوشت که او واجب القتل است، "حسین بن روح" سومین سفیر امام زمان (ع) بود.
وعلمای بزرگ شیعه که معاصر حلاج بودند یعنی؛ ابوسهل نوبختی و علی بن بابویه و شیخ صدوق و قطب راوندی جهار تن از پیشوایان شیعه، حلّاج را ساحر و ملعون و مطرود خدا و رسول و امام دانستند و فتوی به قتل وی دادند.علاوه بر این بسیاری از علماء و فقهاء و دانشمندان اسلامی در طول تاریخ به الحاد و کفر او تصریح کرده اند.فقهای مالکی بر طبق فتوای صادره از طرف فقهای ظاهریّه در سال 309 اکثریت عظیم فقهای مالکی حلاج را تکفیر نموده اند، مرگ او را بدون استتابه ی قبلی (توبه دادن) صواب شمردند، گواهان این موضوع، قاضی عیاض قرطبی،ابن خلدون، ابن شهر آشوب و تلمسانی می باشند.
لوئی ماسینیون-مصائب حلاج ص360
محمد بن بابویه قمی، که از بزرگان علمای امامیّه است در کتاب اعتقادات در باب "الاعتقاد فی نفی الغوّ و التفویض" نوشته است که مذهب حلاج باطل است.
اعتقادات صدوق ص 123
به هر حال حلاج در سال 296 به بغداد آمد و مردم را به طریق خاصّ خود که مبتنی بر نوعی تصوف آمیخته با مذهب حلولیّه بود، دعوت کرد.
ابوالحسن بن الفرات وزیر شیعه مذهب مقتدر خلیفه او را تعقیب کرد و ابوبکر محمد بن داوود اصفهانی متوفی 297 فتوای معروف خود را در حلیّت خون او صادر کرد . حلاج از بغداد گریخت و به شوشتر و اهواز پناه برد و در سال 301 بار دیگر عمّال خلیفه به تعقیب او اقدام و او را گرفته و در عهد وزارت علی بن عیسی به بغداد آوردند و او هشت سال در زندان ماند تا این که در 24 ذی القعده ی سال 309 پس از هفت ماه محاکمه به فتوای قضات و ائمه دین، و امر مقتدر خلیفه و وزیر او حامد بن العباس به دار آویخته شد و سپس جسد او را سوزانید و سرش را بر چوبی بالای پل بغداد زدند.
الغیبة ص67 و تاریخ بغداد ج8 ص124 و خاندان نوبختی ص 114
بدین ترتیب حسین بن منصور حلاج در سال 309، زمان خلافت مقتدر عباسی به جرم ادعای باطل و کفر و الحاد و زندیقه به قتل رسید. و او چه سنّی باشد و چه شیعه، خواه صوفیه او رااز خود بدانند یا ندانند، از نظر شیعه مطرود و ملعون و ساحری شعبده باز و مرتاضی افسون کار بوده است،و با این فوت و فن مردم ساده لوح را به دام انداخته و سرانجام جان خود را نیز در این راه باخته است، و سپس مریدانش او را ولیّ خدا بلکه به عقیده ی حلول و اتّحاد، با خدا یکی دانسته و معجزات و کرامات فراوان برای او نقل کرده اند که برای هیچ پیغمبر مرسل و امام معصومی نقل نشده است!
نمونه کامل آن را شیخ عطار(صوفی) در تذکرةالاولیاء و شیخ جامی (صوفی) در نفحات الانس که پر از اکاذیب و جعلیّات و شطحیّات و خرافات است، نقل کرده اند که فقط به درد خرقه پوشان خانقاه و خراباتیان آلوده به گناه می خرد، از این رو صوفیان این ماجرا را به صورت داستان شاعرانه که شایسته ی یک قهرمان است ، در آورده اند و در اشعار خود حلاج را صاحب اسرار و مقام فنای فی الله معرفی کردند.
آخرین امید تالیف داوود الهامی ص 155
ستاره کهکشان | 12:55 - چهارشنبه 1387/04/12
حلّاج
شیخ طوسی گوید:
حسین بن روح منصور حلاج بیضایی، صوفی معروف، در آغاز خود را رسول، امام غائب و وکیل و باب آن حضرت معرفی می کرد. به همین سبب علمای علم رجال شیعه او را از مدعیان بابیّت شمردا اند. از او مقالاتی در باب حلول و ادعای معجزه و رسالت و ربوبیّت ظاهر شده است.
الغیبة ص246
ابن ندیم گوید:
به خط ابوالحسین عبید الله بن احمد ابوطاهر خواندم که حسین بن منصور حلاج مرد افسونگر و شعبده بازی بود که صوفی منشی داشت و به الفاظشان خودی میآر است و ادعا می کرد که عالم به تمام علوم است. از کیمیا چیز کمی می دانستولی جاهلی بود بی پروا و سرسخت، و نسبت به پادشاهان، جسور و در واژگونی دولت ها از ارتکاب هیچ گناه بزرگی روگردانی نداشت، در نزد پیروانش دعوی خدایی می کرد و قائل به حلول بود.در مقابل پادشاهان خود را شیعه، و در پیش عامّه مردم خود را صوفی منش جلوه می داد. و در لابلای تمام این ها ادعا داشت که خدا در او حلول کرده و او همان خدا است، و حال آن که خداوند تبارک و تعالی از این سخن منزّه است.
ابن ندیم ص284،طبع حصر، و ترجمه فارسی:ص355تاص357
ابوریحان بیرونی درباره الحاد و ارتداد حلاج می گوید:
حلاج مریدی شعبده باز و ساحر بود، با هر کس مجالست می کرد ابتدا با اعتقاد او همراهی می کرد سپس دعوی حلول و اتحاد نموده و می گفت:
روح القدس در من حلول کرده و خود را به نام خدا معرفی می کرد و می گفت: من خدای شما هستم و در نامه هایی که به اصحاب خود می نوشت، تصریح به خدایی خود می کرد.
ترجمه آثار الباقیة ص257
مرحوم حاجی نوری در کتاب مستدرک الوسائل گوید:
گفته شده که او ادعای خدایی کرده است، نوشته ای از او به دست آمده در آنجا می نویسد:اگر انسان سه شبانه روز روزه بگیرد و چیزی نخورد، و بعد با برگ کاسنی افطار کند از گرفتن روزه ی ماه رمضان بی نیاز است! و هر کس در شب دو رکعت نماز بخواند ف از سر شب تا صبح، نماز دیگری بر او لازم نیست..! و اگر کسی تمام دارایی خود را در یک روز صدقه بدهد نیازی به رفتن به حج ندارد...! و اگر به زیارت قبور شهداء قریش(کاظمین) برود و ده روز در آنجا بماند و نماز بخواند و دعا کند و روزه بگیرد و جز اندک نان و جو و نمک افطار نکند دیگر نیازی به عبادت ندارد....!!!
مستدرکالوسائل چاپ قدیم ج3-ص372
مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج روایت کرده که:{ با عرض معذرت حرکات را نگذاشته ام.}
توقیعی از طرف حضرت صاحب الامر (ع) بدست جناب حسین بن روح نوبختی که از جمله سفراء آن حضرت بود، برای لعن جماعتی که یکی ار آنان حسین بن منصور حلّاج بوده، ظاهر شد.
"فخرج التّوقیع بلعنه من قبل صاحب الامر و الزّمان و بالبرائة منه فی جملة من لعن و تبرّء منه و کذا کان ابوطاهر محمد بن علیّ بلال والحسین بن منصور الحلّاج و محمد بن علی سلمغانی المعروف بابن العزاقریّ،لعنهم الله، فخرج التوقیع بلعنهم جمعاً علی ید الشّیخ ابی القاسم الحسین بن روح"
حتجاج طبرسی ج2،ص289-290
ادامه دارد.............
ستاره کهکشان | 13:41 - سه شنبه 1387/04/11
"صوفیه ، اصول دین اسلام را تحریف کرده و تغییر داده اند."
مرحوم مقدس اردبیلی در حدیقة الشیعه گوید:
بدانکه مذاهب صوفیه بسیار است،...... اما حق این است که اصل مذاهب صوفیه دو مذهب است و باقی فرع آن، و آن دو مذهب:
یکی قائل به حلولند و دیگری قائل به اتحاد
1.مذهب حلولیه گویند:
خدای تعالی در ما و همچنین در ابدان تمام عارفین حلول کرده است. و بطلان این مذهب ظاهر است و برای هر عاقلی قطعی است که حلول کننده محتاج به محل است.( در صورتی که خداوند احتیاج به محل و مکان ندارد بلکه خود خالق مکان است.)
2.گروهی که قائل به وحدت وجودند و اصول دین اسلام را تحریف کرده و تغییر داده اند، می گویند:
وجود خداوند و وجود ما یک سنخ و یک جنس است و تنها فرق آن به ضعف و شدت است ( در چگونگی ذات خداوند صحبت می کنند)
خدا وجود قوی و ما وجود ضعیف، خدا به منزله ی دریا متصل کنیم در خدا فانی می شویم آن وقت است که ادعای «انا الله و لیس فی جبتی الا الله» صحیح می شود که انسان بگوید "منم خدا"
در حالی که روایات متعددی در نهی از سخن گفتن در چگونگی ذات خداوند داریم.
و مرحوم مقدس اردبیلی در حدیقة الشیعه گوید:
صاحب این اعتقاد هم مانند حلولی، کافر است و بی دین و ملحد و لعین، و بدان که بنابر اعتقاد این دو طایفه، تعدد و تکثر خداوند لازم می آید زیرا که می تواند در هر زمانی هزار عارف بوده باشد.
ستاره کهکشان | 16:48 - دوشنبه 1387/04/10
اگر صد سال مانی،ور یکی روز/بباید رفت،از این کاخ دل افروز
زن و فرزند و مال و دولت و زور/همه هستند همراه تا لب گور
روند این همرهان غمناک،با تو/نیاید هیچ کس در خاک با تو
به مرگ و زندگی، در خواب و مستی/تویی با خویشتن،هر جا که هستی
چه بخشد مرا این سفله ایام/که یک یک باز ستاند، سرانجام
شنیدستم که افلاطون، شب روز/به گریه داشتی چشم جهانسوز!
بپرسیدند از او کاینگریه از چیست؟/بگفتا چشم کس بیهوده نگریست
از آن گریم که جسم و جان دمساز/به هم خو کرده اند،از دیر گه باز
جدا خواهند شد ار آشنایی/همی گریم از آن روز جدایی!
ستاره کهکشان | 12:54 - شنبه 1387/04/08





