تبليغاتX
کهکشان بی پایان ستاره
کهکشان بی پایان ستاره
گر گداییم در خانه هر کس نرویم
کهکشان بی پایان ستاره

سال نو  را به پیشگاه حضرت تبریک عرض می کنیم

ستاره کهکشان | 22:2 - دوشنبه 1386/12/27


Z  موضوع حديث:  آفت زبان

 قال امير المؤمنين علی عليه السلام :

﴿ لا تَقُل مَا لا تَعلَم بَل لا تَقُل کُلَّ مَا تَعلَم  ﴾

آنچه را نمی داني مگو، بلکه هر چه را هم که ميدانی مگو .

ستاره کهکشان | 16:46 - یکشنبه 1386/12/26


معرفی سايت/http://www.shaaer.com                                       

ستاره کهکشان | 16:39 - یکشنبه 1386/12/26


بسم رب المهدی (عج)

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست

ستاره کهکشان | 9:59 - شنبه 1386/12/25


 برای دیدن بیشتر خطاطی های زیبا به اینجا مراجعه کنید

ستاره کهکشان | 9:48 - شنبه 1386/12/25


راهكار عملی ارتباط با حضرت صاحب (عج)

حاج اسماعیل دولابی

حاج شیخ اسماعیل دولابی

« ... در حرم حضرت اباعبدا... (ع) در بالاسر حضرت همه چیز حل شد و هر چه را می خواستم به من عنایت كردند، ... دیگر اتاق ما شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزا خانه ابا عبدا... (ع) بود و اشخاصی كه به آن جا می آمدند، بی آنكه لازم باشد كسی ذكر مصیبت بكند، می گریستند. بر اثر عنایات حضرت اباعبدا... (ع) كار به گونه ای بود كه خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم آیت ا... شیخ محمد تقی بافقی و مرحوم آیت ا... شاه آبادی، بدون این كه من به دنبال آنها بروم و از آن ها التماس و درخواست كنم، با علاقه خودشان به آنجا آمدند. به هر تقدیر همه عنایاتی كه به من شد از بركات امام حسین (ع) بود. از راه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید، ولی راه امام حسین (ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند. چون كشتی امام حسین (ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود، هر كس در سیر معنوی خود حركتش را از آن حضرت آغاز كند، خیلی زود به مقصد می رسد. »

اینك بنگرید گوشه ای از بیانات قدسی آن رادمرد و الهی را درباره امام زمان (ع) و راهكار عملی ارتباط با آن حضرت:« اگر كامل شود و محبت به حد كمال برسد، طوری می شود كه حضرت در ظاهر ببیند یا نبیند، در یقین او اثر ندارد، بلكه در هر وقت با قلب خود او را مشاهده می كند. مثل پیامبر (ص) و اویس قرنی كه به ظاهر اصلاً‌ یكدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند. كسی كه غیبت و حضور حضرت حجت برایش یكسان باشد، به حضرت راه پیدا می كند .»

 

منبع: سایت تبیان

ستاره کهکشان | 10:45 - پنجشنبه 1386/12/23


* هروقت حاجتي داشتي براي حضرت وليّ عصر ( عج ) عريضه بنويس و بده به آب نهرهاي جاري يا به نسيم صبا و باد صبحدم ، آن را به حضرت مي رسانند .

بر گرفته از سایت پربار: http://ostad-tayyeb.blogfa.com/post-93.aspx

ستاره کهکشان | 10:44 - شنبه 1386/12/18


ستاره کهکشان | 21:12 - پنجشنبه 1386/12/16


ستاره کهکشان | 21:1 - پنجشنبه 1386/12/16




 

ستاره کهکشان | 20:50 - پنجشنبه 1386/12/16


 

از بس که شکستم توبه و ببستم توبه  فریاد همی کند ز دستم، توبه

دیروز به توبه ای شکستم ساغر  امروز به ساغری، شکستم توبه (سلمان ساوجی )

 


از حال خود آگه نیم، لیک این قدر دانم که تو   هرگاه دل بگذری،اشک ز دامان بگذرد (رشکی)


یک سر موی دلت سفید نگشت   هیچ مو در تنت سیاه نماند

ای حسن! توبه، آن گهی کرد   که تو را قوت گناه نماند (حسن دهلوی)

ستاره کهکشان | 14:6 - پنجشنبه 1386/12/16


 

            آهنگ حجاز می نمودم من زار   کآمد سحری به گوش دل این گفتار:

            یا رب!به چه روی جانب کعبه رود   رندی که کلیسا از او دارد عار؟(بهایی)

            ************************

 ای دو جهان،ذره ای از راه تو    هیچ تر از هیچ، به درگاه تو

راز تو، بر بی خبران بسته در   با خبران نیز ز تو بی خبر

وصف تو، ز اندازه ی دانش فزون   کار تو ز اندیشه ی مردم برون

فکرت، ما را سوی تو راه نیست   جز تو کس از سر تو آگاه نیست

در تو، زبان را که تواند گشود؟   های هویت، که تواند گشود؟

گر همه عالم به هم آیند تنگ   به نشود پای یکی مور لنگ

جمله جهان عاجز یک پای مور   وه که بر قادرعالم چه زور؟

به که زبی چارگی جان خویش   معترف آییم به نقصان خویش

گم شدگانیم در این تنگنای    ره که نماید؟که تویی رهنمای

(امیر خسرو)

************************

هر چه داری در دل،ازمکر و رموز    پیش ما پیدا بود مانند روز

که بپوشمش ز بنده پروری   تو چرا رسوایی از حد می بری؟ (مولوی)

 

 

ستاره کهکشان | 14:3 - پنجشنبه 1386/12/16


کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم

 با همان لحن علی نغمه تکبیر کند

ستاره کهکشان | 19:19 - سه شنبه 1386/12/14


گفت: می شنوی؟

گفتم: چی رو؟

گفت: دارن صدام می زنن، می شنوی؟

با تعجب گفتم: نه!

گفت: همه باید بریم

من که تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم  به فکر افتادم که:

خیلی وقته صدامون می زنن

خیلی وقته داد می زنن

اما ما نمی شنویم.................

عجیبه نه!

کی؟؟

کی صدامون می زنه؟

نمی بینیش؟؟

نه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

پس نه می بینیش نه میشنویش!

از این بدتر هم می شه؟

آره می شه !

این که ندونی در مورد چی حرف می زنم

این دیگه آخرشه!

آره مرگ ترسناکه

نبایدم بشناسیش

ازش فرار می کنی

جان من نگو که فرار نمی کنی

مگه غیر از اینه که در طول یه روز عادی اصلا بهش فکر نمی کنی

مگه غیر از اینه که چنان زندگی یا حرف می زنی که انگار همیشه زنده ای

مگه غیر از اینه که شب ها چنان می خوابی در حالی که احساس می کنی مطمعنی بیدار می شی

اینا رو نمی گم که نا امید به زندگی نگاه کنی

نه اصلا!

من می گم بیا با هم فکر کنیم

به چیز هایی که واقعییتن ولی ما نمی بینیم

نمی شنویم

فریاد می زنه!

اما ما ها اهمیت بهش نمی دیم

بیا اینجوری زندگی کنیم:

چنان که تا یک لحظه ی دیگر می میریم

و......

چنان که سال ها زنده ایم و نفس می کشیم

عجیبه! غیر ممکنه!

نه می شه

یکم ، فقط  یکم، فکرکنیم.............!!!

ستاره کهکشان | 19:16 - سه شنبه 1386/12/14


"آیا شود نوازد با یک نگاه ما را"

ستاره کهکشان | 14:49 - یکشنبه 1386/12/12


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

این بنده درگیر به افراط و تفریط

خواهش ز تو دارم که بیا معتدلم کن

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ستاره کهکشان | 14:45 - یکشنبه 1386/12/12


در  راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتا ده مسیرم که بمیرم

  یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا

 افتادم و باید بپزیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته ام را

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

 

ستاره کهکشان | 14:45 - یکشنبه 1386/12/12


کاش صاحب برسد این جوانان را در ره خود پیر کند

هیچ کس کاش نباشد نگهش بر راهی/ چشم بر در بود و دلبر او دیر کند

کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد/ با نگاهش به دل غم زده تاثیر کند

کاش از روی ترحم گذرد بر دل من/ خود بسازد دل ویرانه و تعمیر کند

کاش صاحب نفسی همدم این خسته شود/ که ز گرمی لبش مساله تغییر کند

چند سالی است که از هجر رخش می گرییم/ کاش با نیمه نگه ازهمه تقدیر کند

کاش با آن قلم عشق شبی نام مرا/ درمیان صحف فاطمه تحریر کند

کاش روزی بزند تکیه به دیوار حرم/ با همان لحن علی نغمه تکبیر کند

ستاره کهکشان | 14:43 - یکشنبه 1386/12/12


و من اینجا تک و تنها .........

ستاره کهکشان | 15:16 - پنجشنبه 1386/12/09


حسبی ربی

ستاره کهکشان | 15:10 - پنجشنبه 1386/12/09


مناجات

گیرم که بمیرم.......

آقا غلط کردم........

چون ننالم.........

ستاره کهکشان | 18:17 - چهارشنبه 1386/12/08


       این هم نوای دل: عطش

ستاره کهکشان | 13:27 - چهارشنبه 1386/12/08


دیده را وقف تماشای کسی باید کرد

سینه را صرف تمنای کسی کرد

همه ی عمر به دنبال گلی باید بود

یاد از خاطر یکتای کسی باید کرد

هر زمان قفل نگاه دل سرگشته ی خود

 بسته بر چشم زیبای کسی باید کرد

سایه ی قامت دلدار به سر باید داشت

آرزوی قد وبالای کسی باید کرد

دل گرو در غم عشق ثنمی باید داشت

گوشه دل به هوایش حرمی باید داشت

عاشق دلبر صاحب نظری باید بود

در حریم غم او رهگذری باید بود

آفتایبی که طلوع کردن او دیدنی است

معتکف بر سر کویش سحری باید بود

امشب سحر سر آید،مهدی ز در درآید

منتظر باش ولی عشق تحیرماند

هوش بگذار که در بی خبری باید بود

دیدن طلعت یار بصیرت خواهد

عاشقان صاحب چشم دگری باید بود

خنکی از لب دلدار اگر می طلبی

صاحب جان و دل پرشرری باید بود

باید از خود گذری راه عبورش گیری

چله ای ذکر فرج بهر ظهورش گیری

باید از سوز درون در پی آهی باشیم

بی پناهی به دنبال پناهی باشیم

گر گداییم در خانه ی هر کس نریم

به گدایی به در خانه ی شاهی برویم

چه شود یک نظر آن ماه زیارت کردن

تا به کی در هوس یک لحظه نگاهی باشیم

حق مدد تا فقط  طالب دلبر باشیم

سوی او بار سفر بسته و راهی باشیم

من به دنبال گل عشق خدا می گردم

فانی عشقم و یک روز فدا می گردم

ستاره کهکشان | 19:55 - سه شنبه 1386/12/07


خیلی وقته فراموش کرده ایم که کجاییم.......

مدت مدیدی است که با فراموشی خو کرده ایم و یادمان نمی آید که بودیم و چه شدیم....

به دنبال جدید ترین تکنولوژی دنیا ...... فراموشمان شده که خود آن را به وجود آورده ایم....

آری یادمان رفته .... زیبایی هایی را که در طبیعت می توان یافت...

شب و روزمان شده غصه های دنیایی که می دانیم باقی نمی ماند اما...... باور نکرده ایم!

شب ها که عاشقان محو تماشای محبوبند سر به بالینی می گذاریم که می دانیم ممکن است صبح گاه دیگر چشم نگشاییم...... اما باورمان نشده....

باورمان نیست که می رویم به جایی که از ما خواهند پرسید : دلت را کجا گذاشتی؟

چه جواب دهیم در حالی که عمری است وجودمان را در این جمعیت گناه گم کرده ایم........

نه.... باور نکرده ایم.... که اگر باور کرده بودیم شب و روز یک چیز یادمان بود و آن یک چیز همه چیز بود

در کناری ایستاده و می نگریم که کاروان هستی زود تر از ما می رود اما نه تلاشی نه فریادی نه فغانی....

باور کنید گم شده ایم......

گم شدکانی که نمی دانند گم شده اند عجب مردمانی اند؟!

شب ها خوابیده ایم اما روز ها خوابمان عمیق تر است.........

با چشم های بسته جایی می رویم که می دانیم به سرای نیستی ست...... اما باور نکرده ایم

خوب می دانیم آتش می سوزاند اما باور نکرده ایم اعمالمان روزی ما را به آتش خواهند کشید...........

آهای مردم!

بسی هست که باورمان نیست........!

اما هنوز باور نکرده ایم که..... باور نداریم!!

تا کی؟؟؟؟؟؟؟

تا کجا؟؟؟؟؟؟

تا آن زمان که دست حسرت به سر کوبیم و گوییم... وای بر ما......؟؟؟؟!!!!

تا آن زمان که دیگر کاری ز دستان ضعیفمان بر نیاید....؟؟؟!!!!

یا شاید تا آن زمان که ........

نه!....نه!............«نه!»..... باور نکرده ایم.....

آن که باور کند این گونه می کند؟؟؟

ستاره کهکشان | 19:54 - سه شنبه 1386/12/07


     به خدا هست خدا هست

یادمان رفته.........

ولی هست....

در کنارمان در قلب و ذهن و اندیشه هایمان هست......

می دانم باور نداری ولی هست...

شاید زمان سختی میابییش......

اما او همیشه بوده و هست.....

هست.....

به خدا هست.........

خدا در میان ما هست ولی.......

ستاره کهکشان | 13:10 - جمعه 1386/12/03